کودکان بین ‌بازی استراحت کنند
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢  کلمات کلیدی:
ورزش در کمین کودکان
 متخصصان توصیه می‌کنند بچه‌ها هنگام ورزش از تجهیزات مناسب و زمین‌های بازی استاندارد و ایمن استفاده کنند تا صدمات ناشی از این فعالیت‌ها به حداقل برسد.

 

 

 

آنها همان‌طور که مشارکت کودکان و نوجوانان را در هر ورزشی چه دوچرخه‌سواری تفریحی باشد یا فوتبالی کودکانه امری مهم برای آموزش و سلامت آنها می‌دانند، از ضرورت دقت در صدمات و آسیب‌های ناشی از آن نیز یاد می‌کنند.

بچه‌ها به طور خاص مستعد صدمه‌دیدن هنگام بازی و ورزش هستند. کودکان و نوجوانان بخصوص در سنین کمتر از 8 سال از آنجا که در دوره رشد هستند، هماهنگی کمتری داشته و آهسته‌تر عکس‌العمل نشان می‌دهند. علاوه بر این، رشد بچه‌ها نیز یکسان نیست. اغلب تفاوتی قابل توجه در قد و وزن بچه‌های همسال وجود دارد. هنگامی‌که بچه‌ها با قد و وزن‌های مختلف در کنار هم بازی می‌کنند، خطر آسیب دیدن آنها بیشتر می‌شود.

 

از سوی دیگر همان طور که بچه‌ها بزرگ شده، رشد می‌کنند و قوی‌تر می‌شوند، احتمال آسیب‌دیدن آنها هم بیشتر می‌شود. به عنوان مثال برخورد میان 2 بازیکن 8ساله فشاری به اندازه برخورد 2 بازیکن 16 ساله ایجاد نمی‌کند. همچنین کودکان ممکن است به اندازه بزرگسالان متوجه خطرات ناشی از این‌گونه فعالیت‌ها نباشند و از این رو به خودشان آسیب جدی‌تری بزنند. پس مشخص می‌شود که انجام ورزش و تفریح آنها به چه اندازه نیازمند دقت است.

با همه آنچه بیان شد، خوب است بدانید که با رعایت نکاتی ساده می‌توان کودک را از آسیب‌دیدن در هنگام ورزش و تفریح محافظت کرد.

تجهیزات مناسب

استفاده از تجهیزات مناسب و ایمن به وسیله کودکان و نوجوانان اهمیت بسیاری دارد. بعضی از ورزش‌ها نیازمند استفاده از تجهیزات ایمنی خاصی مانند کلاه، عینک محافظ، زانوبند و... هستند.

به عنوان مثال بچه‌ها باید هنگام دوچرخه‌سواری یا اسکیت حتماً کلاه مخصوص داشته باشند.

می‌توانید از مربی ورزش فرزند خود در مورد کلاه، کفش، محافظ دهان، زانوبند و... سوال کنید.

البته این تجهیزات باید به درستی هم نگهداری شوند تا کارایی‌شان را در طول زمان حفظ کنند و همچنین باید کاملاً اندازه کودک باشند.

محوطه بازی

محیط بازی و ورزش هم باید ایمن و بدون هرگونه خطری باشد. زمین بازی را حتما بررسی کنید تا فاقد چاله و شیار باشد. این عوامل می‌توانند موجب سقوط و زمین خوردن بچه‌ها شوند.

همچنین انجام ورزش‌هایی که شدت بیشتری دارند مانند دویدن یا بسکتبال نباید روی سطوحی مانند بتون و آسفالت انجام شوند.

نظارت کافی بزرگسالان

هر ورزشی یا فعالیت گروهی که کودکان در آن شرکت می‌کنند باید توسط فردی بزرگسال و ماهر نظارت شود. علاوه بر این، مطمئن شوید که فرزند شما با توجه به مهارت، قد، وزن و بلوغ فیزیکی و روانی آمادگی انجام آن ورزش خاص را دارد.

آمادگی کافی قبل از ورزش

همان‌طور که هیچ وقت کودکی را که شنا بلد نیست به استخر نمی‌اندازند، مهم است که وقتی کودک برای ورزشی آماده نیست، او را وادار به انجام آن نکنید. پس ابتدا اطمینان پیدا کنید که فرزند شما می‌خواهد و می‌داند چگونه بازی کند.

فرزند شما باید به اندازه کافی، قبل از ورزش و ورود به زمین بازی، آماده شده و خودش را گرم کند. این کار درصد صدمه دیدن او را کمتر خواهد کرد.

بعلاوه او باید مقدار مناسبی آب و مایعات کافی نوشیده و بین بازی‌ها هم استراحت کند.

صدمات ناشی از ورزش

آسیب‌های حاد به طور ناگهانی و معمولاً همراه نوعی آسیب اتفاق می‌افتند. در کودکان کوچک‌تر این صدمات به طور معمول کبودی و کوفتگی جزئی، پیچ‌خوردگی، فشار و کشیدگی است. ورزشکاران نوجوان احتمال صدمات شدیدتری دارند، از جمله شکستگی استخوان‌ها.

صدمات شدیدتر که معمولاً به سن و سال هم ارتباطی ندارد شامل وارد شدن صدماتی به چشم، ستون فقرات و حتی مغز است. همچنین شکستگی استخوان‌ها نیز جزو صدمات شدید محسوب می‌شود.

خیلی از اینها معمولاً به دلیل عدم وجود تجهیزات مناسب یا استفاده از انواع نامناسب آنها رخ می‌دهد.

گروهی از آسیب‌ها نیز به دلیل حرکات تکراری که فشار زیادی روی استخوان‌ها و عضلات ایجاد می‌کند بروز می‌کند.

عدم تعادل بین قدرت و انعطاف‌پذیری، گرم کردن ناکافی، فعالیت بیش از حد (مانند شدت، مدت یا تکرار تمرین‌ها)، روش‌ها یا تجهیزات نامناسب باعث بروز یا تشدید این صدمات می‌شوند.

همچنین هیچ وقت نباید به کودک اجازه داد در صورتی که آسیب‌دیده است باز هم ورزش کند.

نکته آخری که مورد تاکید متخصصان نیز می‌باشد این که آسیب‌های ورزشی کودکان باید به دقت و بدرستی درمان شوند تا خدای نکرده موجب اختلال در رشد یا بروز ناتوانی در آنها نشوند.

با توجه به این توصیه‌ها و با آگاهی از عوامل ایجاد آسیب و چگونگی پیشگیری از آنها می‌توان خاطره خوبی از ورزش در ذهن بچه‌ها به جا گذاشت.

نیلوفر اسعدی بیگی


 
چگونه یک مولتی ویتامین مناسب برای کودکان انتخاب کنیم؟
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢  کلمات کلیدی:

مهمترین ویژگی مولتی ویتامین مورد استفاده برای کودکان داشتن طعمی دلپذیر است تا کودکان به مصرف آن ترغیب شوند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مرکز اطلاعات دارویی ایران، مولتی ویتامین کودکان باید با شرایط سنی کودک تطابق داشته باشد بنابراین در مولتی ویتامین های ویژه کودکان، غالبا سن کودک که محصول مناسب آن تولید شده است، بر روی برچسب آنها ذکر می شود. یک مولتی ویتامین کامل می تواند از جنبه های مختلف تاثیر گذار باشد بنابراین جهت تاثیرگذاری برای موارد خاص باید توجه داشته باشید که مولتی ویتامین منتخب شما دارای مواد مناسب باشد. اولین ویژگی یک مولتی ویتامین مناسب برای کودکان داشتن طعم دلپذیر است تا کودکان به مصرف آن ترغیب شوند. بطور کلی مصرف مولتی ویتامین های جوشان و یا جویدنی برای کودکان راحت تر است. برای رشد و تکامل فیزیکی باید مولتی ویتامین هایی را برای کودکان انتخاب کردکه ترکیباتی از جمله زینک و ویتامین D داشته باشند که برای رشد قدی و استخوانی ضروری است. وجود امگا 3 در مولتی ویتامین مخصوص کودکان یک برتری به شمار می آید. چرا که به رشد، تکامل و عملکرد مغز کمک به سزایی نموده و همچنین به افزایش قدرت تمرکز و یادگیری آنها کمک می کند. برای کاهش بیش فعالی کودکان هم مصرف مولتی ویتامین های حاوی امگا 3 پیشنهاد می شود. مولتی ویتامین کودک چنانچه دارای ترکیباتی نظیر سلنیوم، زینک، ویتامین C باشد به تقویت سیستم ایمنی کودکان کمک نموده و آنها را در برابر بیماری های عفونی نظیر سرماخوردگی و اسهال مقاوم تر می کند. در صورتیکه تولید و افزایش انرژی در کودک مد نظر شما باشد ترکیباتی از جمله ویتامین های گروه B به تولید انرژی در بدن آنها کمک می کنند.


 
وقفه خواب تنفسی در کودکان
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢  کلمات کلیدی:

انسداد تنفسی به هنگام خواب، در بزرگسالان شایع است و ممکن است منجر به افزایش فشار خون، حملات قلبی، سکته و حتی مرگ زودهنگام شود.

این اختلال ممکن است عوارض دیگری نیز داشته باشد از جمله خواب آلودگی روزانه، عدم‌کارایی لازم در انجام وظایف روزانه و افزایش احتمال تصادفات رانندگی.اختلالات تنفسی خواب در کودکان (از نوزادی تا بلوغ) نیز ممکن است دیده شود اما علل، پیامدها و درمان آن با انسداد تنفسی بزرگسالان ممکن است متفاوت باشد.دکتر محمدحسن عامری، متخصص گوش ،حلق و بینی و جراحی سروگردن و جراحی پلاستیک بینی و زیبایی صورت در مورد بروز این اختلال در کودکان در این گفت‌وگو بیشتر توضیح می‌دهد. او معتقد است 10درصد کودکان مبتلا به عارضه وقفه خواب تنفسی هستند.

  • آقای دکتر اصلا علامت اصلی آپنه خواب انسدادی در اطفال چیست؟

خرخر شبانه، علامت اصلی انسداد تنفسی در کودکان است.

  • این خرخر هر شب و صرف‌نظر از اینکه سر کودک چگونه باشد، وجود دارد؟

بله، البته هر چند وقت یک‌بار کودک برای لحظاتی نفس نمی‌کشد و خرخر او قطع‌ می‌شود اما بعد از چند لحظه با یک دم عمیقِ صدادار مجدا تنفس و خرخر او از سر گرفته می‌شود.

  • خود کودک در این هنگام چه احساسی دارد؟

ببینید، وقتی که یک فرد، جوان، پیر یا کودک، به هنگام خواب دچار وقفه تنفسی می‌شود، بدن وی حالت «خفگی» را تجربه می‌کند. ضربان قلب کم می‌شود، سیستم خودکار عصبی تحریک می‌شود، فشار خون بالا می‌رود، مغز هوشیار می‌شود و نهایتا فرد از خواب بیدار می‌شود. در بعضی موارد سیستم عروقی کودک می‌تواند تغییرات فشار خون و ضربان قلب را تحمل کند اما مغز کودک نمی‌تواند قطع مکرر خواب را تحمل کند و در نتیجه کودک خوب وزن نمی‌گیرد و خوب رشد نمی‌کند.

  • و اگر این اختلال درمان نشود؟

خب اگر کودک اتاق مستقلی نداشته باشد طبیعی است که خرخر وی مانع خوابیدن بقیه افراد خانواده هم خواهد بود.

همچنین وقتی خواب شبانه کودک، خوب و کافی نباشد باعث خواب آلودگی روزانه می‌شود. این کودک انرژی لازم برای فعالیت‌های فیزیکی دوران کودکی را ندارد. برای همین افت تحصیلی و نجوشیدن با سایر هم‌کلاسی‌ها می‌تواند از علائم آن باشد. چنین کودکانی به جای بازی و تفریح معمولاً ترجیح می‌دهند که در جلوی تلویزیون دراز کشیده و استراحت کنند. در نتیجه این کودکان در آموختن ارتباطات اجتماعی با مشکل مواجه می‌شوند.

  • وقفه تنفسی به هنگام خواب باعث افزایش ادرار شبانه می‌شود. اینطور نیست؟

بله، علاوه بر این به‌طور نرمال هورمون رشد در شب ترشح می‌شود. در مبتلایان به وقفه تنفسی، ممکن است ترشح هورمون به دفعات قطع شود و منجر به رشد و تکامل آهسته‌تری شود.

  • اختلال عدم‌تمرکز یا بیش‌فعالی نیز در این کودکان دیده می‌شود؟

دقیقا، تحقیقات نشان می‌دهد که وقفه تنفسی به هنگام خواب یک فاکتور دخیل در اختلال عدم‌تمرکز بیش فعالی است.

  •  آقای دکتر به نحوه تشخیص این اختلال هم اشاره می‌کنید؟

تشخیص این اختلال اول از همه توسط والدین و با مشاهده خرخر کودک صورت می‌گیرد. امـا وقتی بیمار نزد پزشک برده می‌شود،  پزشک با واکاوی خود می‌تواند بعضی از عوارض اجتماعی مثل علائم محرومیت از خواب، افت تحصیلی و شب‌ادراری  را در کودک بیابد.

اما این را هم بگویم کودکی که خرخر می‌کند باید توسط متخصص گوش و حلق و بینی ویزیت شود. اگر علائم زیاد باشد و لوزه‌ها بزرگ باشند، متخصص توصیه خواهد کرد که لوزه‌های کامی و لوزه سوم برداشته شوند. برعکس، اگر علائم خفیف است و وضعیت تحصیلی کودک خوب است و لوزه‌ها کوچک هستند، نیازی به جراحی نخواهد بود و بیمار تحت درمان دارویی
 قرار خواهد گرفت.


 
نشانه‌های یرقان نوزادان
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:

یرقان در نوزادان هنگامی رخ می‌دهد که رنگدانه زردرنگی به نام بیلی‌روبین در خون تجمع پیدا می‌کند.

این رنگدانه یک محصول فرعی طبیعی تخریب گلبول‌های قرمز خون است. دفع بیلی‌روبین وظیفه کبد است.

علائم یرقان نوزادی اغلب به صورت زرد شدن پوست و چشم نوزاد است.

عوامل خطرساز ابتلا به یرقان نوزادی شامل این موارد می‌شود:

  •  داشتن خواهر و برادری که در دوران نوزادی برای درمان یرقان تحت نوردرمانی قرار گرفته است.
  •  میزان بالای بیلی‌روبین در خون.
  • تغدیه انحصاری با شیر مادر، به خصوص در صورتی که جثه نوزاد بزرگ باشد.

 
لباس کودکان را در تابستان کم نکنید
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:

یک متخصص پوست و مو و زیبایی گفت:« بسیاری از والدین به اشتباه لباس کودکان را کم و بدن آنها را در معرض اشعه آفتاب قرار می‌دهد.»

دکتر حسن اعتمادزاده در گفتگو با خبرنگار سامانه خبری«سلامت نیوز»اظهار داشت:«مهمترین عامل و تأثیر گذار بر روی پوست و در فصل تابستان، نورخورشید و گرمای حاصل از آن است که به دنبال آن تعرق و از دست رفتن آب بدن را به همراه دارد.»
وی افزود:«با پوشیدن لباس مناسب و گشاد از جنس کتان و پنبه، استفاده از کلاه، چتر و عینک استاندارد، مصرف آب به میزان مورد نیاز بدن و اجتناب از قرار گرفتن در برابر نورخورشید در ساعات گرم روز یعنی از ساعت 11 صبح تا 3 بعدازظهر می‌توان از اثرات کوتاه مدت آفتاب سوختگی در فصل تابستان جلوگیری کرد.»
این متخصص پوست و مو و زیبایی تصریح کرد:«در صورتیکه بدون رعایت و نپوشیدن لباس مناسب، بدون پوشش و عدم جبران آب از دست رفته بدن در به مدت طولانی برابر نورخورشید قرار بگریم دچار آفتاب سوختگی و گرمازدگی ناشی از گرما خواهیم شد.»
اعتمادزاده گفت:«این گونه موارد، بدن به دلیل تعریق زیاد آب خود را از دست می دهد و بالانس آب بدن و مواد شیمایی بدن بر هم می‌خورد و در صورت ادامه وضعیت و عدم رسیدگی به مرگ می‌انجامد.»
وی ادامه داد:«بهترین راه مبارزه با گرمازدگی ناشی از گرمای تابستان نوشیدن آب خنک و اجتناب از قرار گرفتن ناگهانی در برابر آفتاب و اشعه خورشید است.»
این متخصص پوست و مو و زیبایی اظهار داشت:«افرادی که قصد گرفتن حمام آفتاب دارند باید به تدریج در برابر نورخورشید قرار دهند تا بدنشان به مرور زمان عادت کند و دچار آفتاب سوختگی لک و تیرگی پوست نشوند.»
اعتمادزاده تصریح کرد:«تعریق زیاد یکی از عوامل افزایش دهنده بیماری‌های قارچی و میکروبی است به همین دلیل این بیماری‌ها در فصل تابستان که بدن مرطوب است شایع می‌باشد.»
وی افزود:«پوشیدن لباس تنگ و پلاستیکی در فصل تابستان فرد را در معرض انواع بیماری‌های میکروبی و قارچی قرار می‌دهد به خصوص کودکان و افراد مسن که پوست حساسی دارند.»
این متخصص پوست و مو و زیبایی گفت:«استفاده از چتر و کلاه به خصوص برای کودکان در فصل تابستان لازم است و بسیاری از والدین به اشتباه لباس کودکان را کم و بدن آنها را در معرض اشعه آفتاب قرار می‌دهد.»
اعتمادزاده اظهار داشت:«آفتاب سوختگی در سنین کودکی به خصوص افراد پوست روشن عواقب جبران ناپذیری در بزرگسالی دارد که ایجاد خال، لک و حتی سرطان پوست از جمله این عوارض می‌باشد.»


 
ارزش‌های اخلاقی باید از‌کودکی‌آموخته شوند
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:
یک زندگی خوب همراه با محبت، مهربانی، صداقت و سختکوشی بسیار لذت بخش است و تاثیر خوبی بر کودک شما خواهد داشت، اما نمی‌تواند تمام ارزش‌های اخلاقی را به فرزندتان منتقل کند.

انتقال ارزش‌های اخلاقی به فرزندان کار دشواری است. اما امکان‌پذیر است و باید از نخستین لحظه‌ای که فرزندتان را می‌بینید شروع شود.

شاید بپرسید که این موضوع چگونه محقق می‌شود؟با ما همراه شوید تا نکات لازم را ارائه کنیم:

 

‌ پایه ریزی اعتقادات

در دوران نوزادی شما به عنوان والدین تنها کسی هستید که در کنار کودک هستید. او از هر رفتارشما چیزی می‌آموزد. از نوازش محبت می‌آموزد و از توجه شما درک کردن و تعامل با جهان پیرامون را یاد می‌گیرد.وقتی به یک سالگی می‌رسد یاد می‌گیرد که شما و اطرافیان احساس و نیازهایی نیز دارید. او حالا آماده است که بیاموزد، نیازهای او با شما فرق دارد و این همان الفبای اخلاقیات است.

‌ رشد تمایلات درونی

تربیت یک کودک با اعتقاد به ارزش‌ها بسیار متفاوت با آموختن نظم و ترتیب و ادب است و از تصحیح رفتارهای بد و تشویق به اعمال مثبت نیز فراتر است.فرد باید قلبا به مواردی متقاعد شود تا تمایلات درونی به آن پیدا کند. به بیان دیگر عادت به انجام کارهای صحیح پیدا کند، چه کسی او را در حال انجام آنها ببیند و چه نبیند بتدریج این فرد به انسانی تبدیل خواهد شد که با اختیار خود راستگویی را انتخاب می‌کند حتی اگر به ضررش باشد یا به خاطر آن تنبیه شود. انسانی که علاوه بر نیازهای خود به احتیاجات دیگران نیز توجه دارد، به این ترتیب یاد می‌گیرد که در کنار دیگران زندگی کند و زندگی اجتماعی را بخوبی پیش ببرد.شما در این راه می‌توانید با ارتباط دادن ارزش‌ها با مفاهیم معنوی این اراده را در وی تقویت کنید. اما اگر مفاهیمی که مطرح می‌کنید در رفتار و اعمال روزمره قابل لمس نباشد تبدیل به پند و موعظه شده و تاثیری نخواهد داشت.

‌ کودک را هدایت کنیم‌

شما می‌توانید مواردی را برای نشان دادن مسیر صحیح و حرکت در راه اخلاقیات به فرزندتان بیاموزید، چرا که شیوه رفتار و گفتار شما به عنوان والدین در شیوه زندگی فرزندتان اهمیت بسزایی دارد. پس در رفتار و منش خود موارد زیر را به یاد داشته باشید.

‌ کودک را تحت هر شرایطی دوست بدارید‌

کودک نیاز دارد که بداند آنقدر خوب و با ارزش هست که شما او را دوست بدارید حتی اگر آبمیوه را روی زمین ریخته یا نتوانسته توپش را بخوبی شوت کند یا اگر گاهی بد اخلاقی کرده، ابراز علاقه شما برای وی حیاتی است.

به کودک بیاموزید که برای خود ارزش قائل باشد‌

نخستین گام برای احترام به دیگران ارزش قائل بودن برای خود است. وقتی او می‌پذیرد که مهم است درک می‌کند که اعمال و رفتارش بر دیگران تاثیر دارد. در غیر این صورت او می‌پندارد وقتی خودش با ارزش نیست پس رفتار خوب یا بدش نیز تاثیری ندارد و مهم نیست. به این ترتیب مسوولیت رفتارش را نیز نمی‌پذیرد.

‌ به او نقش مهمی در خانواده بدهید‌

کودک را درگیر امور منزل کنید. او می‌تواند در کارهای جزئی شما را کمک کند. به این ترتیب او یاد می‌گیرد که برای جریان زندگی نیاز به همکاری و تعامل با دیگران دارد و برای حرکت این چرخ او نیز به نوبه خود باید مسوولیت خود را بخوبی انجام دهد. حتی کودکان نوپا نیز می‌توانند در قرار دادن اشیای روی میز کمک کنند. بتدریج با بزرگ شدنشان، مسوولیت‌های مهم‌تری می‌پذیرند و مهارت‌های خود را افزایش می‌دهند.

‌ غلبه بر استرس

از نخستین روز تولد کودک گرفته تا انتهای زندگی، افراد با استرس‌های گوناگون روبه‌رو می‌شوند. پس آنها را در مواجهه با استرس‌ها همراهی کنید وبه او بیاموزید که استرس بخشی از زندگی است و فقط برخورد و غلبه بر آن مهم است و نیازبه هنر دارد.

راهی برای شرکت در اجتماع برای کودک پیدا کنید

برای مثال کودک را تشویق کنید تا اسباب بازی‌هایش را به دوستانش بدهدیا غذای خود را با دیگران تقسیم کند. با وسایل نقلیه عمومی او را بیرون ببرید. یا راه‌های دیگری که او در کنار دیگران قرار می‌گیرد را امتحان کنید. حتی می‌توانید او را به زمین‌های بازی برده تا خودش در صف وسایل بازی بایستد و به نوبت سوار شود.

‌ اجازه ندهید مرتب از زیر بار مسوولیت شانه خالی کند

برای مثال وقتی زمان خواب معینی برایش تعیین می‌کنید، اجازه ندهید به بهانه تماشای تلویزیون دیرتر بخوابد و این کار را چند بار در هفته تکرار کند یا وقتی فردا در مدرسه مسابقه یا امتحان دارد دیرتر بخوابد، زیرا بازده روز بعد او تحلیل می‌رود.

‌ همدردی را به او یاد داده و در وی تقویت کنید

می دانید که هر موردی با تشویق و تحسین تقویت می‌شود. پس وقتی کودک ناراحت یا عصبانی است با او همدردی کنید و به او بگویید که احساسش را درک می‌کنید. بگذارید حس کند که احساساتش برایتان اهمیت دارد و از ناراحتی او ناراحت و از شادی او خوشحال می‌شوید. در این صورت او احساس بهتری پیدا کرده و می‌آموزد که خودش هم می‌تواند با همدردی با دیگران احساس بهتری به آنها بدهد و چنانچه این کار را کرد او را تشویق کنید تا تاثیر رفتارش را ببیند.

‌ محدودیت‌هایی نیز قائل شوید

در مورد کودک رفتارهای اشتباه در برخی شرایط امری عادی است. اما با قرار دادن برخی محدودیت‌ها یاد می‌گیرند که رفتار خود را کنترل کنند. البته نیاز به تنبیه شدید نیست اما باید قوانین روشنی وضع کرد که عمل نکردن به آن عواقبی را درپی داشته باشد. برای مثال محرومیت از تماشای تلویزیون یا نرفتن به پارک و زمین بازی می‌تواند عواقب این قانون شکنی محسوب شود.

درباره مسائل مهم با کودک صحبت کنید‌

برخی والدین تصور می‌کنند که باید فقط در خصوص اسباب بازی یا این‌که در پارک به کودک خوش گذشت یا نه؛ با او صحبت کنند در صورتی که می‌توانید بتدریج با کودک درباره مسائل مهم‌تری نظیر این‌که چرا کار می‌کنید یا این‌که چرا مراقبت از اعضای خانواده برایتان اهمیت دارد یا چرا در برخی موارد به دلایل اخلاقی و انسانی برخی تصمیمات را می‌گیرید، با کودک صحبت کنید. مطمئن باشید کودک کم‌کم آنها را می‌فهمد و درباره آنها فکر می‌کند. شما می‌توانید در مورد چنین مسائلی با زبان ساده برای فرزندتان صحبت کنید و به سولات او پاسخ
دهید.

منبع:

family.org

 
اخبار هولناک‌ مخرب برای روحیه‌فرزندان
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:
همواره اتفاقات بد و ناراحت‌کنند‌ای در گوشه و کنار دنیا رخ می‌دهد که انعکاس آنها را در اخبار، برنامه‌های تلویزیونی، روزنامه‌ها و جراید به وفور می‌توان یافت. اتفاقاتی مثل سیل و زلزله و... کم نیستند و هر روزه تعداد زیادی از این خبرها از گوشه و کنار شنیده می‌شوند. وقایعی همچون زلزله ویرانگر هائیتی در ژانویه 2010 یا زلزله پرقدرت شیلی موجب شد میلیون‌ها نفر با عواقب این گونه بلایای طبیعی دست و پنجه نرم کنند و سعی در ساختن دوباره زندگی خود داشته باشند. البته در این موارد، سازمان‌های خیریه کمک‌های مستقیمی به افرادی که در کشورهای زلزله‌خیز زندگی می‌کنند، ارائه می‌دهند و بسیاری خانواده‌ها نیز به اهمیت کمک به افراد نیازمند واقفند.

اما بلایای طبیعی همچون زلزله می‌تواند باعث افسردگی فرزندان شما شود. طبیعی است که کودکان درخصوص چنین اتفاقاتی نگران باشند. اما به روش‌هایی می‌توان به آنها برای تحمل این احساسات کمک کرد.

اگرچه توجه به اخبار تلویزیون، رادیو یا اینترنت اغلب تجربه مثبتی برای کودکان است، اما اگر تصاویر پخش شده، خشونت و ناراحتی را نشان دهد و داستان‌های آن در خصوص موضوعات ناراحت‌کننده باشد، مشکلات می‌تواند افزایش یابد.

اخبار ناراحت‌کننده‌ای همچون زلزله هائیتی می‌تواند کودکان را از امکان اتفاقی مشابه که می‌تواند به خانه آنها آسیب برساند، بترساند و حتی موجب شود که ترس به بخشی از زندگی روزمره ایشان بدل گردد و باعث شود کودک از خیلی چیزها مثل باران و رعد و برق که قبلا از آن نمی‌ترسیده، وحشت داشته باشد.

گزارشی در مورد بلایای طبیعی، ربودن کودکان، قتل، حملات تروریستی، خشونت در مدارس و اخباری از این دست به کودک می‌آموزد که دنیا را محلی ناامن، تهدیدکننده و نامهربان تلقی
کند.

اما شما چگونه می‌توانید با چنین تصاویر و داستان‌های ویرانگری کنار بیایید؟ صحبت با فرزند در مورد آنچه می‌بینند یا می‌شنوند به ایشان کمک می‌کند که اطلاعات ترسناک خود را در جهتی منطقی هدایت کنند.

چگونه کودکان، اخبار را درک می‌کنند؟

برخلاف فیلم‌ها و کارتون‌ها اخبار واقعی هستند، اما بسته به سن کودک یا وضعیت بلوغ و آگاهی او، ممکن است کودک هنوز بین واقعیت و خیال نتواند تفاوتی قائل شود. تا وقتی کودک به 7 یا 8سالگی برسد همه آنچه را که در تلویزیون می‌بیند، واقعی می‌پندارد. برای برخی بچه‌ها، یک اخبار مهیج می‌تواند موجب درونی شدن چیزی شود که ممکن است در آینده برایشان اتفاق بیفتد. کودکی که اخباری درباره انفجار بمب در یک اتوبوس یا مترو را نگاه می‌کند، ممکن است نگران شود که آیا این اتفاق برای او هم رخ می‌دهد؟

بلایای طبیعی یا داستان‌هایی از این نوع می‌تواند به این روش جنبه شخصی بدهد. کودکی که در تلویزیون تصویری از آسیب‌رسانی سیل به خانه‌ها را می‌بیند، ممکن است شب‌هنگام نگران سالم ماندن خانه خود در باد و باران باشد یا کودکی که حمله به مترو را در خبری مشاهده کرده، ممکن است در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی در شهر خود احساس ترس کند.

تلویزیون می‌تواند تاثیر زیادی روی دنیای کودکان داشته باشد. با تمرکز روی داستان‌ها و اتفاقات ناخوشایند موجود در اخبار تلویزیون، این مساله می‌تواند باعث ایجاد سندروم «دنیای خشن» برای کودک شود و دیدگاه غلطی در مورد آنچه در دنیا و جامعه رخ می‌دهد، برای او در پی داشته باشد.

صحبت در مورد اخبار

برای آرام کردن ترس بچه‌ها در مورد اخبار، والدین باید سعی کنند آرامش و صراحت را البته با اطلاعات محدود در اختیار کودک قرار دهند. آنها باید صداقت را به کودکان خود انتقال دهند البته تنها همان میزان صداقتی که برای کودک لازم است. نکته اینجاست که حقیقت را تاجایی که می‌توانید، به طور غیرصریح بیان کنید. لازم نیست زیاد به جزئیات بپردازید.

اگرچه اتفاقاتی مثل بلایای طبیعی نمی‌توانند تحت کنترل باشند، اما والدین باید فضایی را برای بیان ترس‌های کودک در اختیارش قرار دهند. کودک را تشویق کنید درباره آنچه از آنها می‌ترسد صحبت کند.

کودکان بزرگ‌تر کمتر احتمال دارد توضیح را بپذیرند. شک آنها درباره اخبار و این‌که چگونه تولید شده، ممکن است اضطراب آنها را درخصوص اخبار تحت‌الشعاع قرار دهد. کودکان بزرگ‌تر را که از شنیدن یک داستان اذیت می‌شوند کمک کنید تا با ترس‌هایشان کنار بیایند. تمایل و اشتیاق بزرگ‌ترها برای گوش کردن، پیغامی قدرتمند به آنها می‌فرستد و می‌تواند تا حدودی از مشکلات آنها بکاهد.

نوجوانان هم می‌توانند تشویق شوند که روی دلیل ایجاد وقایع ترسناک فکر کنند: آیا دلیل معروف شدن این واقعه، ارزش احساساتی آن است یا تنها ارزش خبری آن مهم است؟ در این‌گونه موارد یک داستان ترسناک می‌تواند به بحثی ارزشمند در مورد نقش و اثر خبر تبدیل شود.

نکاتی برای والدین

توجه به برنامه‌هایی که کودکان از تلویزیون نگاه کرده‌اند و محتوای آنچه می‌شنوند بسیار مهم است.

علاوه بر این کار می‌توان با انجام اعمال زیر، به کودک کمک کرد:

ـ اخباری را که دارای تصاویر ناراحت‌کننده است، تشخیص داده و شناسایی کنید. برنامه‌های تلویزیونی و روزنامه‌هایی که برای کودکان طراحی شده‌اند معمولا از تصاویر ناراحت‌کننده کمتری استفاده می‌کنند.

ـ به طور مرتب، درخصوص اتفاقات جاری با کودک خود بحث کنید. مهم است که به کودک خود درخصوص تفکر درباره آنچه شنیده، کمک کنید. سوالاتی از این دست بپرسید: در مورد این وقایع چه فکر می‌کنی؟ فکر می‌کنی این اتفاقات چگونه رخ داده‌اند؟ این سوالات می‌تواند بحث درباره موضوعات غیرخبری را هم تشویق کند.

ـ توجه او را از اخبار منحرف کنید. نشان دادن این‌که اتفاقات خاصی مجزا و منفرد هستند یا توضیح این‌که چگونه یک اتفاق به دیگری مربوط می‌شود، به کودک کمک می‌کند که حس بهتری از آنچه شنیده داشته باشد. بحث را از یک اخبار تاسف‌بار به یک بحث طولانی‌تر گسترش دهید: از داستان یک بلای طبیعی به عنوان فرصتی برای صحبت در مورد بشردوستی، همکاری و توانایی افراد برای مقابله با سختی‌ها استفاده کنید.

ـ‌ اخبار را با کودکانتان تماشا کنید تا بتوانید اتفاقات بد، ترسناک و نامناسب را برای آنها فیلتر کنید.

ـ وقتی نیاز به راهنمایی وجود دارد، شرایط را پیش‌بینی کرده و از تماشای برنامه‌هایی که مناسب سن فرزندتان نیست، جلوگیری کنید.

ـ اگر شما محتوای خبر را برای سن فرزندتان نامناسب می‌بینید، تلویزیون را خاموش کنید.

ـ درباره کارهایی که برای کمک می‌توانید انجام دهید، صحبت کنید. درخصوص اخبار وقایعی مثل بلایای طبیعی، کودک شما حس کنترل و امنیت بیشتری می‌یابد وقتی راه‌هایی را برای کمک به افراد حادثه‌دیده می‌یابید و به او نشان می‌دهید.

به هر حال بکوشید در این گونه موارد با کودکتان صحبت کرده و به نحوی آرامش را به او هدیه کنید.

الهه عیوض‌زاده

منبع: KIDSHEALTH


 
کودک در اتومبیل
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:
کودکان از سنین پایین علاقه زیادی به ماشین سواری دارند و از حرکت آن لذت می‌برند. والدین نیز در بسیاری از مسیرهایی که باید بروند کودکان را همراه خود می‌برند، اما در این مورد باید نکاتی را مد نظر قرار دهند.

 

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که امن‌ترین نقطه خودرو برای نشستن کودکان وسط صندلی‌های عقبی است. اگرچه محل کمربندهای ایمنی در ماشین تعیین‌کننده محل قرارگیری سرنشین‌های خودروست، اما محل نشستن کودکان در ماشین محلی است که صندلی کودک نصب می‌شود و برای دسترسی آسان‌تر و داشتن دید و تسلط کافی به او بهترین محل، صندلی‌های عقب و بخصوص مرکز آن است. گفته می‌شود که در این وضعیت صدمات ناشی از رانندگی به کودک کمتر است.

در حوادث رانندگی، آسیب‌پذیری کودکان از ناحیه سر بیشتر از بزرگسالان است، چون سر کودکان نسبت به بدن آنها بزرگ‌تر است، در نتیجه مرکز ثقل بدن کودک بالاتر از یک بزرگسال است که منجر به وارد شدن آسیب بیشتر به سر در حوادث رانندگی می‌شود. به همین دلیل به کودکان اجازه ندهید روی صندلی جلوی خودرو بنشینند.

امروزه عدم استقرار کودکان در صندلی جلو یکی از نشانه‌های رشد فرهنگی و توسعه‌یافتگی اجتماعی است. بعکس، نشاندن کودکان یا در آغوش گرفتن آنان در صندلی جلو، رفتاری غیرمدنی و نشانه‌ای از عدم آشنایی فرد با الزامات زندگی در یک جامعه مدرن است.

در ضمن بررسی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از کودکان به دلیل عدم استفاده از صندلی مخصوص در خودرو در سوانح رانندگی دچار صدمات شدید و در برخی موارد مرگ می‌شوند.

کودکانی که در این صندلی مخصوص خودرو قرار نمی‌گیرند در صورت بروز حادثه به جلو یا طرفین پرت شده و بیشتر دچار آسیب‌های ناشی از ضربات می‌شوند.

صندلی مخصوص کودک در خودرو یکی از ابزار بسیار مهم برای تامین امنیت کودکان است که بسیاری از والدین به دلیل عدم آگاهی از اهمیت آن، ترجیح می‌دهند کودک بدون هیچ‌گونه کمربند و حفاظ روی صندلی عقب خودرو بنشیند و همین امر موجب بروز بسیاری از سوانح در تصادفات می‌شود.

کارشناسان هشدار می‌دهند، والدین توجه داشته باشند که حتی کودکان چاقی که در صندلی راحت نیستند، باید با استفاده از کمربند ایمنی در صندلی عقب بنشینند تا شدت صدمات کاهش یابد.

در عین حال فراموش نکنید که در فصول گرم سال وقتی همراه کودکتان بیرون می‌روید و خودرو را در هوای آزاد و خارج از پارکینگ می‌گذارید، موقع پیاده شدن برای انجام کار یا خرید کودک را به تنهایی در خودرو قرار ندهید، زیرا شدت تابش خورشید از پشت شیشه خودرو به مراتب شدیدتر و متمرکزتر است و برای کودکان زیر 2سال به دلیل حساس بودن پوست آنها، این اشعه و گرمای حاصل از آن نه‌تنها می‌تواند به پوست کودک صدمه بزند، بلکه در مواردی این گرمای زیاد می‌تواند تنفس کودک را نیز مختل کند.

سحر کمالی نفر


 
تکیه‌گاهی به نام پدر
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:
شما مجرد هستید؟ نه؛ پس می‌شود پرسید که بچه دارید؟ شاید هم در انتظار کودکی هستید؛ اگر چنین است بدانید که دو شغل یا حرفه موفق بچه‌ها را درست تربیت نخواهند کرد! بلکه دو پدر و مادر موفق هستند که بچه‌ها را بخوبی بزرگ خواهند کرد. پس به جای این‌که همیشه به فکر کار باشیم با این استدلال که می‌خواهیم بچه‌ها آینده بهتری داشته باشند، خوب است کمی هم برای آنها زمان بگذاریم.

از سوی دیگر ما فرزندان هم اغلب از خداوند برای داشتن دو تا چشم، دو تا دست، دو تا پا و... سپاسگزاری می‌کنیم. شاید بد نباشد که برای داشتن دو تا پدر و مادر خوب هم از او تشکر کنیم.

همیشه از نقش حیاتی مادران در رشد و شکوفایی فرزندان صحبت می‌شود، اما حضور پدر نیز به همان اندازه برای فرزندان مهم است. والدین برای کودک نقش پلی به دنیای خارج را دارند. در حالی که مادر ثبات را به زندگی کودک می‌آورد، پدر نیز محیطی ایمن را برای او به ارمغان خواهد آورد. این دو کمک فوق‌العاده‌ای به رشد کودک خواهند کرد.

شاید گفتن از پدر و نقش او در رشد و شکوفایی بچه‌ها، صحبتی تکراری باشد، اما گفتن و یادآوری اهمیت حضور او در خانه و خانواده هیچ وقت خالی از لطف نخواهد بود. واضح است که پدر و حضور موثر او در سلامت عاطفی و رشد طبیعی کودک مهم و موثر است.

در طول تاریخ همیشه پدران به عنوان «سوپرمن» خانواده شناخته شده‌اند. در حقیقت پدر همیشه تکیه‌گاه خانواده است و باید محافظت از اعضای خانه را بر عهده بگیرد. در حقیقت حضور پدر در خانه و کنار اعضای خانواده دلگرمی آنان را در پی خواهد داشت؛ دلگرمی‌ای که راه را برای موفقیت‌های دیگر هموار می‌کند.

تحقیقات، نظر سنجی‌ها و از همه مهم‌تر حقایق ثابت کرده‌اند که رفتار پدر نقش مهمی در چگونگی رشد و نمو کودک بازی می‌کند.

این نقش در تمام مدت رشد و بالندگی فرزند استمرار دارد. در یک نظر‌سنجی مشخص شده است کودکانی که پدرانشان در کارهای مختلف مدرسه مشارکت داشته‌اند در انجام تکالیف و درس‌های مدرسه بهتر از سایرین بوده‌اند.

پس به عنوان پدر و در نقش پدر خانواده باید بتوانیم زمانی بیشتر و بیشتر را با اعضای خانواده سپری کرده و در امور مربوط به آنها مشارکت کنیم.

اما شاید با این حجم کار و در دنیای پر سرعت امروز، این کار کمی سخت و بعید به نظر برسد. ولی می‌توان با رعایت نکاتی ساده به این مهم دست یافت.

اولین گام شما برای داشتن خانواده‌ای موفق و بودن عضوی از این خانواده، ایجاد رابطه‌ای مثبت و محترمانه با مادر خانواده است. بچه‌ها معمولاً تحت تاثیر محیط بوده و کاری را انجام می‌دهند که می‌بینند. وجود رابطه‌ای مثبت میان والدین به رشد سالم بچه‌ها کمک شایانی خواهد کرد.

در ضمن زمان بیشتری را با بچه‌ها بگذرانید و همان‌طور که با آنها صحبت می‌کنید به حرف‌های‌شان هم گوش دهید. اجازه بدهید که بچه‌ها با شما صحبت کنند و نظرات و تجارب و احساسات‌شان را با شما در میان بگذارند. اکثر پدران فقط زمانی که فرزندشان کار نادرستی انجام می‌دهد با او صحبت می‌کنند که این به هیچ‌وجه درست
نیست. وجود انضباط در زندگی کودکان، مسأله‌ای مهم و ضروری است. این انضباط باید چارچوب محکم و درستی هم داشته باشد. اگر عملی نادرست انجام می‌گیرد که سزایش تنبیه است، رفتارهای خوب نیز باید پاداش داده شوند.

پدر می‌تواند نقش مهمی در ایجاد این انضباط داشته باشد.

فرزندان معمولاً از پدرشان به عنوان یک الگوی موفق یاد می‌کنند. دختری که با عشق و احترام پدر‌ بزرگ می‌شود می‌داند که او سزاوار احترام است. پسر نیز درس صداقت، مسوولیت و تواضع را از پدر می‌آموزد. پس پدری مهربان و نمونه برای آنان باشید.

همچنین به عنوان یک خانواده، سعی کنید کارها را بیشتر با همراهی یکدیگر انجام دهید. همان طور که همیشه هم گفته شده، صرف یک وعده غذایی کنار یکدیگر بسیار مفید خواهد بود. این فرصتی برای فرزندان خواهد بود تا احساسات و تجربیاتش را با شما در میان بگذارند. یا خواندن کتاب قصه‌ای کوتاه قبل از خواب برای او علاوه بر ایجاد حسی عاطفی و مثبت، شاید بتواند این عادت مفید را هم در او ایجاد کند.

شنبه در پیش‌رو سیزدهم رجب و روز پدر است؛ شاید این روز بهانه‌ای باشد که پدران‌مان و نقش‌شان را در زندگی بیشتر و بهتر به یاد آوریم. متاسفانه کودکان زیادی هم به تنهایی و با حضور مادر، بزرگ می‌شوند؛ مادرانی که گاه مجبورند نقش پدر را هم در خانواده ایفا کنند.

عوامل مختلفی این خلأ را ایجاد می‌کنند؛ اما هر چه باشند، خوب است ما با نیم‌نگاهی به آن فرزندان که از دیدن پدر محرومند؛ بار دیگر زندگی خود را مرور کنیم و تا دیر نشده قدر پدرهایمان را که هنوز هستند، بدانیم.

این روز را فراموش نکنیم؛ این روزها بیشتر تلنگری بر ما هستند تا برای پدرها و  مادرها؛‌تلنگری برای جور دیگر دیدن، یادی کردن و دلی را به دست آوردن؛ تا دیر نشده و تنها افسوسی برجای نمانده است.

نیلوفر اسعدی‌بیگی


 
پدر! تو فقط‌ کیف‌ پول ‌نیستی
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:
به چه کسی می‌گویند پدر؟ مردی بلندقد یا کوتاه که عصرها یا شب‌ها آخر از همه به خانه می‌آید؟ مردی با دست‌های روغنی و سیاه که مادر سرش فریاد می‌زند زودتر دستتو بشور؟ چهره‌ای مظلوم که ساکت و بی‌آزار یک گوشه می‌نشیند و همه از او توقع دارند؛ اما خودش بی‌توقع است؟ بلندگویی سیار و عصبانی که همیشه شاکی است و پرخاش می‌کند؟ تک‌ستاره قلب‌ها وقتی سر برج می‌رسد و جیب‌هایش پر از پول می‌شود؟ آدمی زحمتکش که همیشه خسته و کوفته است؟ یک جفت گوش شنوا؟ یک جفت دست مهربان؟ یک دنیا عاطفه؟ یا یک عالم بی‌تفاوتی؟

پدر می‌تواند هر کدام از اینها باشد، او می‌تواند آنقدر مهربان باشد که خانواده عاشقش بشوند یا می‌تواند آنقدر کج‌خلق و کم‌حوصله باشد که تلخی چهره‌اش، همه را فراری دهد. او می‌تواند صاحب مهربان‌ترین قلب دنیا باشد یا مالک سخت‌ترین آن.

اما پدر بودن چیزی فراتر از اینهاست. وقتی مردی ازدواج می‌کند و خواسته یا ناخواسته در انتظار پدر شدن می‌ماند قبل از این‌که بخواهد ماشین تامین مخارج خانه باشد، باید یاد بگیرد که پدر باشد؛ پدری به همان بزرگی واژه پدر؛ ولی بیشتر وقت‌ها این اتفاق نمی‌افتد.

خیلی وقت است که برخی مردهای خانه آن‌طوری نیستند که باید باشند، آنها از شدت سردرگمی گاهی به این سمت و گاهی به سمتی دیگر می‌روند و گویی بر لبه تیغی قدم می‌زنند، درست مثل کسی که هم می‌خواهد پدر باشد و هم نمی‌خواهد، مثل کسی که پدر بودن را آسان می‌گرفته و حالا فهمیده که پدر بودن هم درست مثل مادر بودن، سخت‌ترین کار دنیاست.

ولی به هر حال وقتی مردی تصمیم می‌گیرد که پدر شود، باید خیلی چیزها را یاد بگیرد. او باید همیشه پیش خودش تکرار کند که او نه یک مرد در حال آمدن و رفتن به خانه و نه یک مسوول تهیه پول که تکیه‌گاهی است برای بچه‌هایی که از او یاد می‌گیرند و با او آرزو می‌کنند و به او امید دارند.

خیزبرداشتن برای پدری

اگر کسی فکر کند که وقتی با دست پر به خانه می‌آید یا وقتی اخم‌هایش را به هم گره می‌زند و فریاد می‌کشد یا همه را طوری بار آورده که بدانند حرف اول و آخر با اوست یا این‌که خودش را از زندگی کنار بکشد و تماشاچی باشد، آن وقت پدر خوبی است؛ سخت در اشتباه است.

پدر بودن و پدر خوب بودن هنر است، درست مثل یک نوازنده ماهر و یک نقاش چیره‌دست وقتی ساز و بومش را با نوازش، مسخ خود می‌کند؛ اما شاید در کمتر خانه‌ای بشود چنین پدر تمام‌عیاری پیدا کرد. امروز اگرچه دیگر دوران یکه‌تازی پدرهای عصبانی و یکدنده به سر رسیده؛ اما هنوز می‌شود مردهایی را پیدا کرد که اخم کردن و حرف را حرف خودشان دانستن، مایه مباهاتشان است.

شاید اینها فکر می‌کنند وقتی حصاری دور خود بکشند و مرزشان را از دیگران جدا کنند یا وقتی به همان بت پدر در خانه پایبند باشند، آن وقت اوضاع روبه‌راه می‌شود. شاید هم بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر خلاف پدر و پدربزرگ‌شان رفتار کنند و به جای رفتارهای خشک و خشن، خود را به ملایمت بزنند و جذبه‌ای نداشته باشند، دیگر همه چیز وفق مراد است.

اما پدر هیچ کدام اینها نیست، درست مثل این‌که مادر فقط پرستار بچه نیست. برای این‌که کسی پدری خوب باشد، باید چند خصلت را در خود پرورش بدهد؛ این‌که خودش خیلی چیزها بداند و یاد بگیرد که چطور فردی فداکار، مهربان، بااخلاق و معتقد باشد.

اگر مردی قبول داشته باشد که مهم‌ترین هدف از بچه‌دار شدن، تربیت انسانی دانا و موفق است، پس تلاش می‌کند تا ابزاری برای تحقق این خواسته شود. او اگر باور داشته باشد که پدر نه یک موجودی بی‌اهمیت و خنثی که مهم‌ترین الگوی بچه‌ها و محکم‌ترین تکیه‌گاه است، آن وقت خودش را به بهترین الگو و محکم‌ترین تکیه‌گاه تبدیل می‌کند.

مهم، باور داشتن است؛ یعنی ایمان به تاثیرگذار بودن و تلاش برای بهترین بودن. این‌که می‌گویند مرد رئیس خانه است هم می‌تواند درست باشد و هم غلط، درست به این معنی که مرد اگر دانا و توانا باشد، حتما معلمی خوب، رهبری لایق و قانون‌دانی قابل اعتماد می‌شود و غلط، به خاطر این‌که یک پدر خوب هیچ وقت رهبری را با دستور دادن و خودرای بودن اشتباه نمی‌گیرد.

پس دانستن الفبای پدری، لازمه شروع کار است. دانستن این نکته هم ضروری است که وقتی بچه‌ها کم‌سن و سالند، پدر برایشان همه چیز اوست؛ او نماد دارایی، قدرت، جاذبه، مافوق بشر بودن و اسطوره‌ای خدشه‌ناپذیر است. برای همین سال‌های اولیه عمر، بهترین فرصت برای محکم کردن روابط پدر با بچه‌هاست.

اما بیشتر وقت‌ها این فرصت تلف می‌شود؛ یعنی بیشتر اوقات خیلی از پدرها زمان طلایی با کودک بودن را به هزار دلیل منطقی و غیرمنطقی از دست می‌دهند و وقتی متوجه اوضاع می‌شوند که کودکشان قد کشیده و دیگر پدر برایش اسطوره نیست.

اما نباید این طور باشد، نباید پدر برای بچه‌ها موجودی خنثی باشد و بودن و نبودنش فرقی نداشته باشد. او باید همه چیز بچه‌هایش باشد؛ درست مثل یک گنج و مثل یک پناهگاه قابل اعتماد تا هر وقت در زندگی کم آوردند، فقط او را بشناسند.

همه وظایف من

این‌که پدر همدم و همفکر و مشاور و همکار فرزند باشد، افسانه نیست. این‌که او محرم اسرار باشد، خنده‌دار نیست. این‌که او دو گوش داشته باشد و برای شنیدن حرف بچه‌ها دو گوش هم قرض کند، عجیب نیست. اگر رابطه او با بچه‌ها بی‌واسطه‌گری مادر باشد، خرق عادت نیست، این‌که...

یک مرد قابلیت این را دارد تا این گونه باشد؛ ولی شرطش این است که نخست خودش بداند چه می‌خواهد و باید از چه راهی وارد شود.

بچه‌های امروز تنها هستند؛ یعنی شاید آدم‌های زیادی دوروبرشان باشد؛ ولی کسی که برای دانا شدنشان دل بسوزاند و خدمت کردن به او را در پول خرج کردن خلاصه نکند، کم پیدا می‌شود. پس اگر پدری تصور کند که اگر یخچال خانه را پر از خوراکی کند و کمد لباس بچه را پر از لباس، آن وقت سنگ‌تمام گذاشته است، باید ذهنیتش را عوض کند.

تصورش را بکنید! وقتی پدری فقط به خاطر خانواده چند ساعت از وقتش در هفته را خالی می‌کند تا با آنها به پارک برود و آن وقت با حوصله‌ای تمام، دست کودکش را می‌گیرد و به جای تلاش برای خلاص شدن از سروصدایش، نقش معلمی را بازی می‌کند که می‌خواهد با عشق همه دانستنی‌های دنیا را به او یاد دهد، او پدری واقعی است.

کارهای دیگری شبیه به این نیز پدر را به جای موجودی ترسناک که باید خیلی چیزها را از او مخفی کرد، به آدمی قابل اعتماد تبدیل می‌کند؛ پدری که در کودکی از هر همبازی‌ای‌ بهتر است و در نوجوانی و جوانی از هر دوستی صمیمی‌تر.

اما نکته مهم در برقراری یک ارتباط سالم و پرجاذبه بین پدر و فرزند، دوری از چند عادت است؛ ایراد گرفتن، مسخره کردن، تحقیر کردن. این سه کار آفت روابط است، چون وقتی می‌کوشیم پدری واقعی باشیم و همزمان دست از ایراد گرفتن و کوچک کردن فرزند برنمی‌داریم، دیگر شایسته عنوان پدر نیستیم.

صبور بودن هم حتما ویژگی شاخص یک پدر است، بویژه وقتی کودک کار دلخواه ما را انجام نمی‌دهد و به باور ما سرکشی می‌کند؛ اما درواقع او سرکش نیست؛ بلکه ما خوددار و پرحوصله نیستیم. او می‌خواهد دنیاهای مختلف را کشف کند و تجربه‌های تازه داشته باشد.

کلید موفقیت

آیا کسی هست که به درستی این جمله شک داشته باشد: «کودک به آن‌ کس دلبسته می‌شود که سابقه انس و الفتش با او بیشتر باشد.» فکر نمی‌کنم کسی پیدا شود که خلاف این مساله فکر کند. پس چرا پدرهای ما به این مساله توجه نمی‌کنند و اگر بچه بخواهد با آنها صمیمی شود، ترس برشان می‌دارد و خود را کنار می‌کشند و برای صمیمی شدن، مادر را گزینه‌ای بهتر برای بچه‌ها می‌دانند؟

شاید جواب این باشد که خیلی از پدران ما توجیه نشده‌اند که برای صمیمی بودن، هیچ‌کس بهتر از پدر نیست، حتی در بعضی مواقع بهتر از مادر؛ ولی اگر کسی می‌خواهد پدری به معنای واقعی باشد، باید به صمیمی بودن باور داشته باشد و برای آن تلاش کند.

پدر= اقتدار + مهربانی

«پدر نماد اقتدار است». این اصلی‌ترین ذهنیت یک انسان در دوران کودکی است. شاید نشود کودکی را پیدا کرد که همه توانایی‌ها را در پدرش خلاصه ببیند، پدر برای او حتی می‌تواند مثل یک قهرمان شکست‌ناپذیر باشد، پس چه حیف است اگر پدر کاری کند و این ذهنیت در کودکش نابود شود.

پاره‌ای از تحقیقات روی چند نمونه از خانواده‌ها نشان داده است، کودکان خانواده‌هایی که دارای پدر معتاد هستند، همواره احساس تحقیر می‌کنند، گویی آنها اقتدار پدر را ازدست‌رفته می‌بینند. این در حالی است که مطالعات نشان داده آنچه که فرزندان نسبت به آن حساسیت زیادی دارند، شغل و جایگاه پدر است، نه مادر. در این میان موضوعی که بیشتر روان‌شناسان و کارشناسان تعلیم و تربیت بر آن هم‌عقیده‌اند، این است که مدت حضور پدر در خانواده و رفتار مسالمت‌آمیز او در خانه سبب می‌شود تا کودکان در یادگیری درس‌های مدرسه‌شان جدی‌تر عمل کنند.

این اطلاعات نشان می‌دهد که آنچه پدرها به آن نیاز دارند، ترکیبی از اقتدار و مهربانی است.

پدر! مادر! حرکت

این‌که گفته می‌شود یک دست صدا ندارد، واقعا حرف درستی است و معنی‌اش در خانواده این است که اگر زنی می‌خواهد مادری خوب و مردی می‌خواهد پدری نمونه باشد، بدون همراهی یکدیگر به این خواسته نمی‌رسند. زن و مردی که صاحب فرزند می‌شوند، باید خیلی چیزها بلد باشند؛ چیزهایی مثل این‌که اگر برای بچه‌ها وقت نگذارند و به نقش فرزندپروری‌شان بی‌اعتنا باشند، آن وقت این دیگران هستند که برای بچه‌ها الگو می‌شوند و شیوه‌های مختلف رفتاری را برایشان دیکته می‌کنند.

آن‌گونه که روان‌شناسان می‌گویند؛ نخستین ملاک برای تثبیت جایگاه پدر در خانواده ـ از سوی مادر ـ این است که آنها با هم همکاری و همدلی داشته باشند

پس این الفبای تربیت فرزند است؛ یعنی مقدمه‌ای که با مسائلی دیگر مثل نفش مادر در تثبیت نقش پدر در خانه تکمیل می‌شود. شاید همه ما کسانی را سراغ داشته باشیم که در خانه به جای این‌که برای صمیمی شدن و ایجاد رابطه بهتر تلاش کنند، سعی در یارکشی دارند تا تعداد نفرات جبهه خود را افزایش دهند. زن و مرد هم تفاوت زیادی ندارند، چون پدرها و مادرهای زیادی وجود دارند که به‌جای حل اختلافاتشان با یکدیگر می‌کوشند هر کدام از بچه‌ها را با خود همراه کرده و علیه دیگری بشورانند؛ اما این بازی‌ای است که ته آن هیچ برنده‌ای نیست، چون خانواده‌ای طعم خوشبختی را خواهد چشید که مادر و پدر در آن همنوا باشند و این همنوایی را به بچه‌ها یاد بدهند. در این میان نقش مادر به عنوان دوست‌داشتنی‌ترین و تاثیرگذارترین فرد هر خانواده در تثبیت نقش پدر نیز بسیار مهم است؛ نقشی که درست انجام شدن آن، این نتیجه را به دست می‌دهد تا فرزندان به جای ترسیدن از پدر و غریبه بودن با او، پدر را دوست صمیمی و قابل اعتماد خود بدانند.

آن‌گونه که روان‌شناسان می‌گویند؛ نخستین ملاک برای تثبیت جایگاه پدر در خانواده ـ از سوی مادرـ این است که آنها با هم همکاری و همدلی داشته باشند؛ یعنی پدر نقش حمایت‌کننده برای اعضای خانواده داشته باشد و مادر نیز ضمن حفظ ارزش‌های پدر، این موضوع را بپذیرد که برای موفقیت همه اعضای خانواده می‌تواند نقشی مهم ایفا کند. برای همین مادر باید تصویر یک حامی از پدر بسازد و پدر هم باور داشته باشد که نقش مادر سازنده و مفید
است.این گفته‌ها بخوبی نشان می‌دهد که جان کلام بحث‌های کارشناسی و درس‌های روان‌شناسی این است که اگر مادر و پدری در خانواده با هم همدل باشند و همدیگر را محترم بشمارند، آن وقت بچه‌ها هم بدون آن که فشاری بالای سر خود ببینند، خوب بودن و همدلی را می‌آموزند و محبتی را که هر پدر و مادری تشنه آن هستند، به آنها هدیه می‌دهند.

حمید بروغنی


 
بچه‌ها را بهتر بشناسیم
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱  کلمات کلیدی:
نویسنده کتاب یواکیم «تورمد هاوگِن» 2008 ـ 1945 از چهره‌های برجسته ادبیات کودک و نوجوان نروژ است.

او در کتاب مشهورش «پرندگان شب» (که به بیشتر زبان‌های اصلی دنیا ترجمه شده) و «یواکیم» (که در حقیقت جلد دوم کتاب اول است) برخلاف برخی نویسندگان، قصد قهرمان‌سازی و قهرمان‌پروری فراانسانی ندارد.

 

 

او زندگی روزمره کودکان و اثر هر پیشامد یا ماجرا را در درون آنان بیان می‌کند. او عمق روان کودکان را می‌کاود و دردها و آرزوها و نگرانی‌هایشان را توصیف می‌کند.

 

وی تپش‌های قلب، اندوه، ترس و خشم کودکان را به گونه‌ای بیان می‌دارد که اثرش گاهی به مثابه شعری شورانگیز می‌شود.

تورمد هاوگن برای دست یافتن به اعماق روح کودکان و نوجوانان، خانواده‌ای 3 نفره را برگزیده است.

یک پدر، یک مادر و یواکیم. او از نگاه یواکیم به خانواده نگاه می‌کند.

یواکیم پسر نگرانی است، او از بچه‌های قوی‌تر از خود هراس دارد و هنگام ترس آنها را حتی بزرگ‌تر از آنچه هستند، می‌بیند یا خود را کوچک‌تر؛ با این خصوصیات، داستان ما هم از بخش نگران‌کننده‌ای برای او آغاز می‌شود.

پدر یواکیم را به بیمارستان روانی می‌برند. موج تازه‌ای از هول و نگرانی درون یواکیم را به هم می‌ریزد و دوباره ترس از تاریکی و تنهایی او را آشفته و شب‌ها بی‌خواب می‌کند.

«موضوع وحشتناکی پیش آمده است. یواکیم همین که بیدار شد، این را حس کرد. صدای آپارتمان مثل همیشه نبود، مثل این که او نباید آنها را می‌شنید.

در راهرو، مامان روی نوک پا راه می‌رفت. درها به آرامی بدون کوچک‌ترین صدایی باز و بسته می‌شد.

سپس مامان به جایی تلفن زد. صدایش آهسته بود، همچون زمزمه.» (ص 7)

از همین فصل اول، نویسنده با زبانی ساده خواننده را با دغدغه‌های یک پسربچه آشنا می‌کند؛ با تصورات او و با جملاتش که برآمده از برداشت‌های اوست و از آنچه که دور و برش می‌گذرد.

از این پس یواکیم علاوه بر هراسی ناشی از مشکلات خانواده، ترس دیدن بچه‌ها را هم دارد؛ ترس از نحوه برخورد آنها با موضوع رفتن پدرش به بیمارستان روانی.

به همین دلیل به‌رغم تمام سختی‌ها و برخوردهای تند سارا، یواکیم به او پناه می‌برد تا از فشار بچه‌ها بر خودش بکاهد، چون سارا قوی‌تر و تنومندتر از اوست.

وقتی مادر دلیل بستری شدن پدر را به یواکیم می‌گوید و از فشارهای روحی و اضطراب او سخن به میان می‌آورد، خواننده با دیدن پاسخ یواکیم، لایه‌های دیگری از درونیات و افکار بچه‌ها را در می‌یابد.

«ـ بابا نمی‌داند برای چه گریه می‌کند؟ من... من همیشه می‌دانم برای چه گریه می‌کنم.

ـ بدون شک او برای این گریه می‌کند که ناامید و مضطرب است و همین باعث ناراحتی اوست.

یواکیم گفت: به نظرم مسخره می‌آید. من با قفل کردن کمد، پرنده‌ها را زندانی کردم و او حتی این را نفهمید. (ص 18)

در همین حال، رابطه بین پدر و مادر و همچنین همسایه‌ها، چیزی فراتر از احساسات و هیجانات یک کودک را برای خواننده بیان می‌کند و خواننده با نثری روان، خود را درگیر مسائل مختلف این جمع می‌بیند.

اینجاست که آن دیدگاه پدیدار می‌شود که بهترین راه فرا گرفتن و دانستن، خواندن رمان‌های خوب است.

اینجا از درون ماجراهای داستانی ساده و دل‌نشین، ما با ظریف‌ترین نکات تربیتی در حوزه خانواده، همسایه‌ها، فرزندان، دوستان آنها و... روبه‌رو و آشنا می‌شویم.

***

اما هاوگن کمتر به مدرسه پرداخته و در همان چند صحنه هم، معلم‌ها و ناظم و مدیر را نمی‌بینیم؛ گویا او خواسته شخصیت بچه‌ها را بدون فشارها و تصمیمات ناخواسته برآمده از مقررات مدرسه بازگو کند.

«چند روز بعد، چیز وحشتناکی اتفاق افتاد. وحشتناک‌تر این ‌که، این چیز در حیاط مدرسه اتفاق افتاد. بدون آن که ناظم‌ها آن را ببینند. شاید خیلی سری بود، ولی آنهایی که بایستی می‌دیدند، دیدند.» (ص 107)

اینجا هم یواکیم یک دعوای میان بچه‌ها را با کلمه وحشتناک بیان می‌کند. در واقع ترس و نگرانی یواکیم مهم‌ترین موضوع مورد نظر نویسنده است.

هاوگن با تاکید بر این موضوع، نکته‌ای از شخصیت انسان‌ها را واکاوی می‌کند که در کودکان و بزرگسالان هر دو پدیدار می‌شود.

ترس، ترس از تاریکی و ترس از تنهایی در هر مرحله زندگی به نوعی در وجود ما رخ نشان می‌دهد. از این رو هم خواننده نوجوان و هم جوانان و هم بزرگسالان از این داستان لذت خواهند برد و به قدر دانسته‌هایشان بهره می‌گیرند و حتی برای رویارویی با سختی‌های زندگی آماده‌تر می‌شوند.

***

زمانی که پدر در بیمارستان است، مادر و یواکیم زندگی دیگری را تجربه می‌کنند، آن هنگام هم نگاه پسرک به زندگی، دغدغه‌هایش برای پدر و اضطرابش از نگرانی‌های مادر را به وضوح می‌بینیم.

«تلفن زنگ زد. مامان گوشی را برداشت. پس از چند لحظه برگشت و گفت: بابا بود.

مامان دوباره روی زمین نشست.

ـ او می‌خواهد فردا به دیدنش برویم.

بعد نگاه گذرایی به یواکیم انداخت. یواکیم خود را در نگاهش کوچک حس می‌کرد.

یواکیم گفت: باید خوشحال باشی که بابا تلفن کرده. اگر من جای تو بودم، خوشحال می‌شدم.

مامان گفت: پس لبخند بزن، نشان بده که خوشحالی.

ـ به من که تلفن نزده، پس... .

مامان مدتی سکوت کرد.

بالاخره گفت: نه، دیگر در این باره حرفی نزنیم. بیا برویم به آشپزخانه تا کاکائو درست کنیم. من هوس کاکائو کرده‌ام.» (ص 67)

در همین صفحات، اثر سرزنش‌ها و سرکوفت‌ها و آنچه بسیاری اوقات ناخواسته بر زبان والدین می‌آید را بر بچه‌ها می‌خوانیم.

باز هم با این تاکید که در قالب یک داستان جذاب.

«مامان نباید از این حرف‌ها بزند. تقصیر یواکیم نبود که از پرندگان داخل کمد می‌ترسید. او که این پرندگان را توی کمد جا نداده بود. تقصیر خودش نبود که مامان دلداری‌اش می‌داد.

اگر مامان این کار را نمی‌کرد، چه کس دیگری قرار بود این کار را بکند؟»

با این مقدمات ذهنی، یواکیم، نتیجه می‌گیرد که «مامان بد است.»

و پس از آن تصمیم می‌گیرد.

«ناگهان برای یواکیم ماندن در اتاق نشیمن تحمل ناپذیر شد. از جا برخاست و به راهرو رفت.

گفت: می‌روم بیرون گشتی بزنم.

گرچه ساعت خواب بزودی فرا می‌رسید.» (ص 70)

***

ماجراهای دیگری هم در انتظار یواکیم و همه ما هست؛ اطمینان دارم پس از خواندن این کتاب 161 صفحه‌ای نگاهی دیگر به رفتار بچه‌ها خواهیم داشت.

اشتباهات گذشته خود را در می‌یابیم و با آنها جور دیگری برخورد خواهیم کرد.

«یواکیم» را منوچهر صادق‌خانجانی ترجمه کرده و انتشارات سروش با قیمت 1200 تومان چاپش کرده است.

قابل توجه ناشران محترم

ناشرانی که در حوزه نهاد خانواده ، تعلیم و تربیت و روان‌شناسی کودک‌، رمان‌های خانوادگی و ... کتاب‌های تازه‌ای به بازار‌ روانه کرده‌اند‌ می‌توانند 2 نسخه از کتاب‌های خود را برای معرفی‌ به نشانی تهران- بلوار میرداماد‌- جنب مسجد الغدیر - روزنامه جام جم - ضمیمه چاردیواری ، قسمت « پرواز با کتاب» ارسال کنند .


 
← صفحه بعد